دانلود اصطلاحات سریال The office فصل اول قسمت اول

3

نام سریال: The office

: شماره فصل season 1

شماره قسمت: Episode 1

هدف آموزش: 11 اصطلاح کاربردی

زمان آموزش: 3 دقیقه و 50 ثانیه

حجم: 31.8 مگابایت

توضیحات: در این قسمت با 11 اصطلاح کاربردی از قسمت اول فصل اول سریال آفیس آشنا می شوید

نحوه استفاده

  1. دانلود فایل zip ویدیوها و جزوه pdf آن
  2. دیدن قسمت اول سریال
  3. مطالعه و تماشای فایل های دانلودی
  4. پاسخ به تمارین فایل

 

چرا باید اینکارو بکنم؟

  1. ثابت شده بهترین راه آموزش زبان دیدن سریال است.
  2. دیدن سریال و یادگیری لغات و اصطلاحات سطح زبان شما رو بی نهایت ارتقا می دهد.
  3. سریز اولین و بهترین مرجع آموزش لغات و اصطلاحات سریال ها می باشد.
لینک کوتاه

جزوه آموزشی

1. deem appropriate
مناسب دانستن
Definition: to consider that someone or something has a particular quality.
Ex: Corporate has deemed it appropriate to enforce an ultimatum upon me.
شرکت این رو مناسب دونسته تا اهرم فشاری به من تحمیل کنه.

2. follow my lead
منو همراهی کن
Definition: To act in a manner similar to someone else.
Ex: just go on with it. follow my lead. Don’t pimp me.
به صحبت ادامه بده. منو همراهی کن. لوم ندیا.

3. get the axe
اخراج شدن، شغل خود را از دست دادن
Definition: to get fired
Ex: she did say that it could be this branch that gets the axe.
خب اون گفت که ممکنه این شرکت شغل خودش رو از دست بده.

4. guilty as charged
درست حدس زدید، خودش است
Definition: used to admit that what someone has been accused of is true, often when you think this is not really bad
Ex: this is Mr. Scott. Guilty. Guilty as charged.
ایشون آقای اسکات هستند. آره. درست حدس زدید خودشم.

5. it is beyond words
تو واژه نمی گنجه
Definition: To such a great degree that one has been left speechless, whether literally or figuratively.
Ex: it’s really beyond the words.
واقعا تو واژه نمی گنجه.

6. keep a lid on sth
مخفی کردن، بین خودمون باشه
Definition: to keep (something secret) from being known.
Ex: so do you think we could keep a lid on this for now?
فک می کنی بتونیم برای مدتی بین خودمون مخفی نگه داریم؟

7. let sb go
اخراج کردن
Definition: to make someone leave their job
Ex: I don’t think it would be the worst thing if the let me go.
فک کنم خیلی بد نمیشه اگه اخراجم کنند.

8. be out of your hands
از کنترل کسی خارج بودن
Definition: not under control.
Ex: it could be out of your hands, Michael.
میتونه از کنترلت خارج باشه مایکل.

9. practical joke
شوخی دستی، پشت وانتی
Definition: a joke that makes someone seem silly and involves a physical action rather than words
Ex: The thing about a practical joke is you have to know when to start and as well as when to stop.
قضیه شوخی دستی اینه که باید بدونی کی شروع کنی و کی تمومش کنی.

10. role model
الگو
Definition: a person who someone admires and whose behaviour they try to copy
Ex: I think I’m a role model here. I think I garner people’s respect.
فک کنم اینجا یه الگوعم. فک کنم احترام بقیه رو به خودم جذب می کنم.

11. get the best out of someone
باعث بهترین عملکرد کسی شدن
Definition: To treat someone in a way that allows them to perform to the best of their ability.
Ex: you get the best out of us.
تو باعث بهترین عملکرد ما میشی.

دانلود آموزش

#عنوانکیفیت 1080pکیفیت 720pکیفیت 480p
1دانلود یازده اصطلاح کاربردی......
2دانلود جزوه این بخش......

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

php shell shell indir https://phpshell.me shell download https://shelldownload.xyz php shell shell indir Buy Rick Simpson Oil Kenevir Yağı instagram takipçi paketleri twitter takipçi paketleri porno 64 Weed Store detaylı iç temizlik weed for sale justin tv